پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - امنيت ملى و تهديدهاى قومى - فرقهاى - مقدم دلاور

امنيت ملى و تهديدهاى قومى - فرقه‌اى
مقدم دلاور

تكثر قومى - فرقه‌اى از شاخصه‌هاى بافت جمعيتى ايران است و دشمنان نظام اسلامى، با آگاهى از اين ويژگى و بهره بردارى هدفمند از ابزارهاى جنگ روانى، همسو با گسترش تهديدهاى برون مرزى، برنامه‌ريزى مى‌كنند تا ناسيوناليسم قومى و حمايت مادى - معنوى خزنده از جريان‌هاى افراطى وهابيت و سلفى‌گرى را نيز در جهت گسترش اختلاف ميان شيعيان و سنى‌هاى داخلى و منطقه‌اى افزايش دهند كه در صورت عدم تبيين يك راهكار يا راهبرد مناسب، مى‌تواند وحدت، همبستگى و انسجام ملى را با چالش روبرو كند كه در صورت تحقق مى‌تواند، تهديدهاى نوينى را عليه امنيت ملى ايران به وجود آورد.
در شرايط كنونى، هدف مطلوب امريكا، انگلستان و اسرائيل از گسترش واگرايى‌هاى قومى - فرقه‌اى، تضعيف اقتدار و مشروعيت سياسى - ايدئولوژيك حاكميت، افزايش نا امنى در داخل و جلوگيرى از شكل‌گيرى يك نظام امنيت دسته جمعى توسط كشورهاى عربى - اسلامى خاورميانه است؛ براى مثال يكى از ابزارهاى تهاجم نرم‌افزارى انگلستان، از اوايل قرن بيستم تاكنون، ايجاد فرقه‌هاى جديد، مانند بهائيت در ايران به وهابيت در عربستان، قادريه در هندوستان و... يا گسترش ناسيوناليسم قومى مانند پان عربيسم، پان تركيسم و پان ايرانيسم است و مشاهده مى‌شود كه در شرايط حساس كنونى نيز، رگه‌هايى از اين سياست، به صورت هدفمند و مديريت شده عليه امنيت ملى و تماميت ارضى كشور در حال برنامه‌ريزى است.
به همين منظور در اين گزارش، به اهداف مخالفان نظام اسلامى ايران، در گسترش تنش‌هاى قومى فرقه‌اى و راهكارى خنثى سازى آن اشاره مى‌شود.

اهداف مخالفان نظام ج.ا.ايران براى گسترش تنش‌هاى قومى - فرقه‌اى در ايران
مهم‌ترين اهداف ايالات متحده، انگلستان و اسرائيل، از گسترش واگرايى‌هاى قومى - فرقه‌اى در داخل كشور و منطقه عبارت است از:
١. افزايش شكاف سياسى - فرهنگى ميان جمهورى اسلامى ايران با كشورهاى عربى سنى منطقه
از ابزارهاى قدرت نرم مخالفان نظام اسلامى ايران، براى جلوگيرى از شكل‌گيرى نظام امنيت منطقه‌اى، افزايش فضاى بى‌اعتمادى ميان ايران و كشورهاى عربى - اسلامى منطقه است كه در جنگ روانى جديد ايالات متحده، دامن زدن به تفاوت‌هاى قومى - فرقه‌اى سر لوحه راهبرد نظريه پردازان امريكا قرار دارد.
كشورهاى غربى با اتهام‌هايى همچون كمك ايران به شيعيان عراق، لبنان، بحرين، يمن و عربستان و نقض حقوق اقليت‌هاى قومى - مذهبى تلاش مى‌كند، كشورهاى همسايه را به اقدام متقابل و دخالت در امور داخلى ايران، از طريق تحريك گروه‌هاى قومى استان‌هاى مرزى و تبليغ فرقه‌هايى همچون وهابيت ترغيب كند و از طرفى توجه حاكمان كشورهاى عربى را به جاى تمركز بر تجاوزها و اهداف توسعه طلبانه رژيم صهيونيستى، متوجه جمهورى اسلامى ايران كند. اشاره پادشاه اردن مبنى بر ايجاد هلال شيعه توسط ايران در خاورميانه، تا اندازه‌اى بيانگر تأثير پذيرى حاكمان عربى منطقه از جنگ روانى امريكاست.

٢. تضعيف انسجام ملى مردم ايران
در استان‌هاى مرزى ايران، به ويژه در هرمزگان، سيستان و بلوچستان، خوزستان، كردستان، آذربايجان غربى و خراسان شمالى، رگه‌هايى دال بر گسترش تنش‌هاى قومى - فرقه‌اى متأثر از دخالت عوامل خارجى مشاهده مى‌شود؛ به گونه‌اى كه شواهد نشان مى‌دهد، ايالات متحده و انگلستان، برنامه‌ريزى كوتاه مدتى (در كمتر از يك سال آينده) را براى افزايش واگرايى داخلى، با تاكيد بر دو عامل قوميت و فرقيت تدارك ديده‌اند و هرگونه تضعيف انسجام ملى، رابطه مستقيمى با ديپلماسى فعال هسته‌اى، سياست‌هاى خاورميانه‌اى ايران و قدرت مانور مذاكرات ديپلماتيك خواهد داشت.
پيش بينى مى‌شود عوامل ستون پنجم دشمن كه از آن سوى مرزها هدايت مى‌شود، با برنامه‌ريزى ترور بعضى رهبران اهل تسنن و انتساب آن به حاكميت ايران، بسترهاى لازم، را براى منازعات قومى، فرقه‌اى فراهم كنند كه در اين ميان، رسانه‌هاى صوتى - تصويرى وابسته به آنان نيز با ايجاد جنگ روانى، به گسترش فضاى بى اعتمادى كمك خواهند كرد و با هدايت هدفمند مسير منازعات، دامنه آن را در كشور گسترش داده و پس از تحقق پيش زمينه‌هاى آن، خود را بر روى موج حمايت از اقليت‌هاى قومى - فرقه‌اى سوار كرده و از ايران در موضوع‌هاى مورد مناقشه امتيازگيرى مى‌كنند.
در شرايط كنونى مهم‌ترين عوامل موجد واگرايى در داخل ايران، سه گروه فرقه‌هاى قومى، مذهبى و سياسى الحادى و مخالف نظام است.
هر يك از اين عوامل خود مى‌تواند، چالش‌هايى را براى امنيت ملى ايجاد كند؛ ولى چالش وقتى به بحران تبديل مى‌شود كه يك گروه معارضى، تركيبى از عوامل فوق را داشته باشد.
براى مثال گروهاى كومله كردستان، تركيبى از دو عامل (قوميت و فرقه) را دارند يا گروهك منافقين (سازمان مجاهدين خلق ايران)، از تركيب دو عامل مكاتب الحادى مذهبى - سياسى بهره‌بردارى مى‌كنند كه نشأت گرفته از ماركسيسم است و تلاش مى‌كند خود را با بعضى جنبه‌هاى اسلامى به صورت آراسته جلوه دهد.
برنامه مخالفان نظام ايران اين است كه در داخل كشور موج ناسيوناليسم قومى ايجاد كنند و تمايلات تجزيه طلبانه را به ويژه در مناطق كردنشين، آذرى نشين و عرب زبان تقويت كنند كه تهديد مستقيمى عليه تماميت ارضى كشور، به عنوان يكى از شاخصه‌هاى مهم امنيت ملى است.
از طرفى در قانون اساسى ايران، دين رسمى كشور اسلام است كه يك عامل مهم همگرايى در جامعه است ؛ ولى پلوراليسم دينى هنگامى كه با فرقه‌هاى الحادى عجين گردد، افزون بر اينكه عامل همگرايى نيست، بلكه موجد واگرايى به ويژه در استان‌هاى مرزى كردنشين و بلوچ نشين است.
فرقه‌گرايى سياسى نيز مى‌تواند، استقلال حاكميت سياسى دولت مركزى را مورد چالشى قرار دهد ؛ مانند گروهك منافقين، كنگره اكراد، كنگره جهانى آذربايجان، جبهه ملى بلوچستان و جبهه دموكراتيك مردمى خلق عرب (اهواز) كه از مهم‌ترين فرقه‌هاى سياسى مخالف نظام مقدس اسلامى ايران هستند.
پيش بينى مى‌شود كه در ميان مدت، ايالات متحده و انگلستان برنامه‌ريزى كنند كه بين رهبران سه گروه فرقه‌هاى دينى، سياسى و مذهبى در خارج كشور همگرايى به وجود آورند و با سازماندهى و حمايت مالى - سياسى از آنان، تحت عنوان مفاهيم عوام پسندانه، مانند حقوق بشر، پتانسيل تهديدهاى درون مرزى را براى امتيازگيرى در عرصه خارجى و تبديل ايران به عنصرى منفعل افزايش دهند؛ به ويژه در اتخاذ اين روش بين دموكرات‌ها و جمهورى خواهان ايالات متحده نوعى انسجام فكرى و وحدت رويه وجود دارد و راهبرد دموكرات‌ها بطور سنتى تغيير رژيم يا تغيير رفتار از طريق گسترش نا امنى‌هاى داخلى با تاكيد بر مؤلفه‌هاى قدرت نرم، به ويژه مفهوم نسبى حقوق بشر است.
على رغم وجود اختلافات عميق در عقايد تشكيلاتى و مرامنامه فرقه‌هاى مختلف سياسى - مذهبى، آنان تلاش مى‌كنند، با ايجاد يك چار چوب نظرى فراگير و تهيه محورهاى مشترك عليه نظام، گام مهمى را براى جلب حمايت امريكا و انگلستان بر دارند.
در اين راستا نخستين نشست گروه‌هاى قومى، به تاريخ ٨٣/١٢/١ در شهر لندن برگزار شد و تندى مواضع نمايندگان آذربايجانى و عرب‌ها به حدى بود كه حتى حاضر نبودند، به فارسى تكلم كنند و اصرار داشتند كه بايد به زبان انگليسى صحبت شود. آنان در پايان نشست سازمان جديدى به نام »كنگره مليت‌هاى ايران فدرال« را به تصويب رساندند و با صدور بيانيه‌اى هشت ماده‌اى، اساسنامه همكارى و هماهنگى احزاب شركت كننده را معين كردند .
اين كنگره در نشست خود به تاريخ ٨٤/٩/٥ در لندن، به منظور افزايش ارتباط با مقام‌هاى اتحاديه اروپا، »كميته روابط بين الملل كنگره مليت‌هاى ايران فدرال« را تشكيل داد كه در گزارش رايزنى‌هاى خود با اتحاديه اروپا، از استقبال سران اين اتحاديه با تشكيل ائتلافى ميان مجموعه‌اى از اپوزيسيون‌هاى ايرانى خبر داد.
اين گروه‌ها در خلال نشست‌هاى خود، با صدور بيانيه‌هايى عليه نظام جمهورى اسلامى، برنامه‌ريزى مى‌كنند كه آشوب‌هاى قومى - فرقه‌اى را در ايران دامن زنند و با راه اندازى سايت اختصاصى WWW.CONGERE.COM، به دنبال برجسته كردن هر موضوع فدراليسم و قوميت‌ها در ايران هستند.

٣. بستر سازى براى حركات افراطى و ايجاد آشوب‌هاى قومى - فرقه‌اى مسلحانه
در بيشتر موارد، تمايلات فرقه‌اى با افراط گرايى عجين مى‌شود كه اين خود بر دامنه تهديدها مى‌افزايد، زيرا رهبران فرقه‌هاى مختلف، دستورهاى خود را نشأت گرفته از يك پشتوانه مذهبى مى‌دانند كه توجيه مناسبى براى طرفداران آنها، در انجام حركت‌هاى افراطى است.
افرادى كه عضو فرقه‌هاى مذهبى الحادى اند، اعمال خشونت طلبانه خود را به ارزشى‌هاى ايدئولوژيك كاذب منشعب مى‌كنند و از آغاز توسط رهبران سياسى - مذهبى خود شست و شوى مغزى شده تا آمادگى روانى لازم را براى اجراى خواست رهبران خود داشته باشند.
پس از اينكه شست و شوى مغزى لازم در ميان اعضا ايجاد شد، رهبران اين گروه‌ها تماس‌هاى فيزيكى خود را با بدنه كاهش داده، با شبكه‌بندى اعضا (به گونه‌اى كه هر شبكه اطلاعى از مكان و عمليات شبكه ديگر نخواهد داشت) و بهره‌گيرى از تكنولوژى مدرن اينترنت، برنامه‌ريزى مى‌كنند تا با مخاطبان به صورت كد گذارى شده و رمزدار ارتباط برقرار كنند و آنان را به سمت عمليات‌هاى خشونت طلبانه، از قبيل بمب گذارى و ترور در داخل كشور، به ويژه انسان‌هاى مرزى (به دليل افزايش شانس فرار تروريست‌ها به خارج از كشور و تنوع‌هاى قومى - فرقه‌اى در اين استان‌ها) هدايت و تشويق كنند.
رهبران اين گروه‌هاى الحادى نيز، براى جلب حمايت‌هاى مالى - سياسى، به صورت غير مستقيم و خزنده، خود را با عوامل خارجى مخالف نظام (مدارك وزارت اطلاعات بيان گر مداخله دو كشور امريكا و انگلستان در انفجارهاى خوزستان و سيستان و بلوچستان است) ارتباط داده و اهداف سياسى آنان را از طريق ابزار تروريسم دنبال مى‌كنند و در نهايت، اين اعضا هستند كه به صورت غير مستقيم، به عنوان دستاويز و عروسك خيمه شب بازى، در اختيار قدرت‌هاى منطقه‌اى و جهانى قرار خواهند گرفت.

راهكارهاى مهار تنش‌هاى قومى - فرقه‌اى ايران
مهم‌ترين راهكارهاى جمهورى اسلامى ايران براى تضعيف و مهار سناريوهاى تهديد ذاتى مخالفان نظام اسلامى به صورت فهرست وار عبارت است از:
١. افزايش رايزنى فرهنگى ميان انديشمندان اسلامى حوزه علميه قم و نجف با علماى اهل تسنن.
٢. افزايش رايزنى ميان كارگزاران نظام و نخبگان شيعه و سنى حوزه علميه و مراجع تقليد، به منظور اطلاع رسانى به آنان از اهداف مشترك غرب، براى تغيير مهندسى بافت سياسى، فرهنگى و اجتماعى ايران.
٣. فعاليت هدفمند و كاناليزه رسانه‌هاى، تصويرى، نوشتارى و ديدارى (اينترنت).
براى مثال صدا و سيما با دعوت از روشنفكران دينى و رجال اهل تشيع و تسنن در داخل كشور و ارايه برنامه‌هاى هدفمند و كاناليزه شده، به ويژه در شبكه‌هاى استانى مرزى كه در آن اقليت‌هاى قومى و هم وطنان سنى مذهب زندگى مى‌كنند، نقش مهمى را در انسجام وحدت ميان شيعه و سنى در داخل كشور ايفاء مى‌كند.
٤. جلوگيرى از افراط و تفريط در مراسم مذهبى .
٥. آسيب‌شناسى موارد تنش زاى قومى - فرقه‌اى، در داخل كشور و منطقه كه در اين ميان نقش مراكز وزارت اطلاعات در استان‌هاى مرزى و رايزن‌هاى فرهنگى - اطلاعاتى در سفارتخانه‌هاى ايران در كشورهاى همسايه و لندن برجسته است.
٦. ايجاد ميز مخصوص مطالعات قومى - فرقه‌اى در سه وزارتخانه اطلاعات، كشور و علوم.
٧. بستر سازى براى افزايش مشاركت سياسى اقوام ايرانى.
٨. تقويت زير ساخت‌هاى فرهنگى و ترويج فرهنگ همگرايى ميان اقوام ايرانى.
٩. توجه بيشتر به توسعه اقتصادى در مناطق قومى.
١٠. اجتناب كارگزاران نظام در سطح ملى و استانى، از اظهار نظرها و اقدام‌هايى كه مى‌تواند، شائبه مرزبندى ميان شيعيان و سنى‌ها را در داخل كشور ايجاد كند و خوراك تبليغاتى لازم را در اختيار ابزار جنگ روانى غرب قرار دهد.
١١. تقويت و توسعه روابط دو جانبه با كشورهاى همسايه.
اين راهكار با توجه به اينكه اكثر استان‌هاى مرزى ايران، نوعى تشابه فرهنگى - زبانى با كشورهاى همسايه دارند، بهتر نمود مى‌يابد؛ براى مثال خوزستان عرب زبان، عراق و كويت، آذربايجان ايران با آذربايجان شوروى و تركيه، كردستان ايران با كردستان عراق، ناحيه تركمن صحرا و شمال خراسان با كشور تركمنستان و بلوچستان ايران با بلوچستان پاكستان.
در زمينه كاهش اختلافات فرقه‌اى نيز گسترش روابط فرهنگى - سياسى ميان ايران (به عنوان رهبر جهان تشيع) و عربستان (به عنوان رهبران تسنن) تا اندازه‌اى مى‌تواند از سطح منازعات فرقه‌اى در سطح داخلى و منطقه‌اى جلوگيرى كند.

نتيجه‌گيرى
تضمين امنيت ملى از مهم‌ترين شاخصه‌هاى يك حكومت پويا و مقتدر است كه رجال سياسى، نظامى و امنيتى حاكميت خود را متعهد به تأمين آن مى‌دانند.
شواهد نشان مى‌دهد كه در شرايط حساس كنونى، مهم‌ترين تهديد امنيت ملى در عرصه داخلى، مطالعه دقيق عوامل خارجى (آمريكا، انگلستان و اسرائيل) از دو عامل قوميت و فرقيت و استفاده ابزارى و تهديدآميز از آنان در جهت تضعيف حاكميت سياسى و تماميت ارضى ايران است كه هرگونه اعمال كارى در تضعيف و مهار سناريوى آنان مى‌تواند، در كوتاه مدت ساير حوزه‌هاى امنيت ملى را با چالش مواجه كند.
جلوگيرى از تبديل مشكلات قومى - فرقه‌اى به چالش و در نهايت بحران نيازمنديها و انسجام رويه ميان چند وزارتخانه و نهاد داخلى است كه مهم‌ترين آنان وزارتخانه‌هاى امور خارجه، اطلاعات، كشور و فرهنگ و ارشاد و سازمان صدا و سيماست و به دليل دورى از اقدام‌هاى موازى و لزوم انسجام فكرى - رويه‌اى و انجام راهكارى‌هاى كاناليزه‌شده و هدفمند در اسرع وقت توجيه مى‌گردد. بخش مطالعات قومى - فرقه‌اى در معاونت امنيت داخلى شوراى عالى امنيت ملى تشكيل گردد، زيرا در اين شورا به دليل اينكه تمام رجال سياسى، نظامى و امنيتى حاكميت حضور دارند، بهتر مى‌توان بر روى يك راهكار كار آمد و قابل اجرا در اسرع وقت به تفاهم فكرى - رويه‌اى دست يافت.